تبليغاتX
عنکبوت سیاه
 با درود به دوستان گرامی

خواهشمندم نظرات خود را در مورد این مطالب برایم ارسال کنید

مهم نیست کجا(در وبلاگ یا یاهو یا کلوب و ...) واسه من مهم نظرات خوانندگان .حالا اینکه کجا  این نظرات را بدهند فرق نمی کنه از هر راهی که برایتان راحت تر است نظر خود را اعلام فرمایید

می خوام در مورد همزیستی مذاهب و اقوام در ایران مطلبی رو عرض کنم

مطلب این هفته کوتاه خواهد بود

ابتدا در مورد قومیت:

چیزی که متاسفانه در ایران رایج شده ( و یا بهتر بگم رایج کرده اند) مسئله اختلافات اقوام ایرانی است

متاسفانه در بعضی موارد این اختلافات شبیه اختلافات دو قبیله با هم یا دو روستا ی نزدیک باهم است

نمی خواهم اسم ببرم تا تحریکات بیشتر شود ولی چندین شهر وچود دارند که مردم این شهر ها به خون هم تشنه اند(احتمالا شما هم شهر ها مشابه این را سراغ دارید)

چیزی که من می خواهم بگویم این است که ایران کشوری است با فر هنگ ها و قومیت های مختلف

مسلما وقتی دو فرد با هم تفاوت هایی داشته باشند هیچ یک نمی تواند از همه چیز طرف مقابل راضی باشند

همینطور در مورد اقوام مختلف با فر هنگ های مختلف نمی شود انتظار داشت که همه ی اخلاقیات و رفتار یک قوم به مزاج دیگری خوش باشد ولی باید قبول کرد که همه ی اقوام چیز های خوبی دارند و در کنارش چیز های بدی و نمی توان گفت قومیت من و فرهنگ من هیچ مشکلی نداره و بهترینه

ضمن اینکه همه جا خوب وبد داره

چقدر خوبه که ما به جای اینکه به بدی های یک قوم و نژاد فکر کنیم ذهنمونو به سمت خوبی ها و مزایای آن قوم هدایت کنیم (این طرز فکر باعث پیشرفت خودمون هم میشه ) و به این فکر کنیم که همه ی ما ایرانی هستیم

اینطوری  میتونیم با کمک به هم در پیمودن یک راه موفقتر باشیم

چرا من باید فکر کنم که فلان نژاد اینطوره و فلان قوم اونطوره و یه جورایی حتی اونا رو ایرانی ندونم ؟

حتی توی جوک گفتن هم خیلی باید مراقب باشیم و خوبه اگه کسی هم به قومیت ما به طور نا خود آگاه توهینی کرد سعی کنیم از او بگذریم

در مورد مذهب :

چه خوبه ما به تمامی مذاهب احترام بزاریم و سعی در دخالت در امور عقیدتی مردم نکنیم

اینکه مثلا بگیم تو چرا این دینو داری یا چرا فلان اعتقادو داری تنها باعث افزایش حساسیت اون فرد نسبت به ما می شه . درسته که  در جای خودش می توان در مورد مذاهب بحث کرد اشکالات یک مذهب رو از نظر خود گفت و به اشکالاتی که طرف مقابل در مذهب ما دارد پاسخ داد ولی اینکه بخواهیم بی جهت از مذهب دیگری خرده بگیریم و او را به خاطر اعتقادش مورد باز خواست قرار دهیم نه تنها بی احترامی به مذهب و همچنین شخصیت طرف مقابل هست ، نشان دهنده بی شخصیتی خود ما و بی کفایتی عقیده ی ما هم هست

همچنین اینکه بخواهیم صفت بدی را به افراد پیرو یک دین بدهیم نیز نمادی از نا کامل بودن فکری و ناقص بودن عقیده ما است

یادتون باشه ممکنه نقاط مشترک زیادی بین شما و یک فرد وجود داشته باشه پس بهتره به اون ها فکر کنید نه به تفاوت های کوچکتر

و نکته مهمی که من می خواهم بگم اینه که تا وقتی ما با قومیت های متفاوت با خودمان و مذاهب دیگر اختلافات داشته باشیم خودمان خودمان را سرکوب خواهیم کرد و در راه آزادی ایران این فکر ما مانعی بزرگتر از نظام خواهد شد و این چیزیست که این حکومت می خواهد (از قدیم گفتن :اختلاف بنداز ، حکومت کن)

پس بهتر از همین الان تلاشمان را برای بر قراری رابطه با افرادی با قومیت و مذهب دیگه شروع کرده و ضمن اینکه با رویی هر چه باز تر از طرف مقابلمون پذیرایی میکنیم سعی کنیم تا احترام هر جه بیشتری به اول موجودی به نام  انسان و دوم انسانی با ملیت ایرانی قائل شویم و بدانیم تنها راه متحد شدن ، فکر کردن به نقاط اشتراکمان هست

ضمنا یادمون باشه که تا ما خودمون نتونیم به مخالفمون احترام بگذاریم هیچوقت نمیتوانیم طالب دموکراسی باشیم.

مطلب هفته ی آینده "مقایسه ای بین ارزش و مقام زنان در ایران باستان و ارزش زنان از دیدگاه اسلام" خواهد بود

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 1:9 |
 

 

لینک تصویر بزرگ

 

در هر جا که سخن از حکمت و ریاضیات و ادبیات و شعر و نثر ایرانیان به میان می آید ،خیام یکی از صدر نشینان مجلس و محیط فضل و آداب و شمع اصحاب کمال است.

رباعیات فارسی این گوینده راز گو و درد شناس را می توان بر روی یک صحیفه جای داد  و دیگر آثار باز مانده این دانشمند را نیز در دفتر کوچکی می توان گرد آورد.اما همین چند اثر مختصر که  حکیم عمر خیام را از بزرگترین مفاخر ایران و مشاهیر جهان ساخته است دریای بی کرانی از علم و معرفت استو دانشمندان جهان در باره ی این آثار چندان تتبع و تحقیق و گفت و شنود کرده اند که یک کتابخانه کتاب در باره خیام فراهم آمده است.

خیام در دفتر حکمت شرق تالی بو علی سینا و در محکمه علمای غرب بزرگترین ریاضی دان قرون وسطی و در عالم شعر و ادب سر سلسله ی مشهورترین سخنوران نامی ایران در همه ی جهان است.

تاریخ حیات خیام:

از خصوصیات زندگی خیام ،اطلاعات مشروحی به ما نرسیده.زیرا مورخان و تذکره نویسان متقدم به واسطه تعصبات زمان که رباعیات این حکیم را مورد طعن و دقّ قرار داده بودند ، درباره خیام به اختصار سخن گفته اند و تنها با اشاره ای به مراتب علمی و فضل وی از آن در گذشته اند.

نام و لقب و نسب خیام ، حکیم ابو الفتح غیاث الدین عمر بن ابراهیم خیام یا خیامی است.تاریخ تولد وی را از قرائن در حدود 407 هجری می توان دانست .به روایتی که مشهور است خیام با خواجه نظام الملک و حسن صباح هم شاگرد بوده است.

به استناد قولی که گفتار خود حکیم موید آن است در سالهای 427 و 428 از محضر درس شیخ الرئیس ابو علی سینا مستفید شد و پس از آن که در کلیات معارف عصر خود محیط و در حکمت و ریاضیات و نجوم  مشهور خاص و عام گردیده است ، در سال 467 به دستور سلطان جلال الدین سلجوقی و وزیر دانشمندش خواجه نظام الملک با همکاری چند تن از دانشمندان زمان که استادی وی را معترف بودند به اصلاح و تعدیل تقویم فارسی مبادرت ورزیده  و تاریخ جلالی را که به اتفاق عقیده علمای شرق و غرب درست ترین روش گاه شماری سال شمسی است از روز دهم رمضان 471 هجری بنیاد گذاشته اند.

حکیم در خلال زندگی خود از نیشابور به بلخ و هرات و اصفهان و حجاز سفر هایی کرده و در پایان عمری دراز که به تحقیق و تامل در معارف و اسرار نیستی و هستی به سر برده در سال 517 هجری در نیشابور وفات یافته است.

 

در زیر چند رباعی از این دانشمند بزرگ را می آورم:

 

گــر می نخوری طعــنه مزن مســتان را     بنـــیاد مـــکن تـــو حیــله و دستـــانــرا

تو غــّره بدان مشو که مِی ، می نخوری     صد لقمه خوری که می غلام است آنرا

 

ای آمده از عالم روحانی تفت     حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

مِی خور چو ندانی از کجا آمده ای     خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

 

این یک، دو ، سه روز نوبت عمر گذشت     چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت     روزی که نیامده است و روزی که گذشت

 

تا چند زنم به روی دریاها خشت     بیزار شدم ز بت پرستان کِـنِـشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود     که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت؟

 

گویند هر آنکسان که با پرهیزند     ز انسان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوقه از آنیم مدام     باشد که به حشرمان چنان انگیزند

 ۱۰ رباعی زیبای دیگر از خیام را در ادامه مطلب بخوانید

مطلب هفته آینده در مورد "فرهنگ همزیستی مذاهب و اقوام مختلف" خواهد بود

قرار دادن مطالب این وبلاگ، در وبلاگ دیگری با ذکر منبع نشانه احترام به زحمات اینجانب میباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت 2:22 |

با درود به دوستان گرامی

قرار بود این هفته در مورد قانون و لزوم مطالعه آن مطلب بزارم

سعی می کنم هر چه میتوانم خلاصه تر بنویسم تا هم وقت شما را نگرفته باشم و هم تعداد  افرادی که بدون خواندن مطلب نظر میدهند کمتر شود

 

 

از زبان خیلی از افراد و در جا های مختلف شنیده ایم که مثلا میگویند در ایران قانون نادیده گرفته میشود و یا قانون اساسی ظرفیت های زیادی دارد و ...

سوالی که در اینجا مطرح است این که : چند نفر از ما تا کنون مطالعاتی در مورد قانون داشتیم؟

نیازی نیست ما در حد وکیل یا قاضی از قانون سر در بیاوریم ولی حد اقل توانایی خواندن قانون اساسی کشورمان را که داریم

اگر همه ی مردم از قوانین اساسی کشورمان آگاه باشند مطمئن باشید که کسی نمی تواند خلاف آن عمل کند

اینکه هم اکنون در جاهای مختلف ایران قانون پایمال می شود به علت بی اطلاعی ما از قانون است

در اینجا یک مثال کوچیک می زنم تا متوجه بشین که ما فقط با خواندن قانون اساسی چه مواردی از نقض آن در جامعه می بینیم:

در مورد طرحی مثل مبارزه  با اراذل اجتماعی یا مبارزه با بد حجابی که نیازی به توضیح چگونگی اجرای آن نیست (چرا که همه از جزئیات آن با خبر هستند)

من فقط چند اصل از قانون اساسی که به این موضوع مربوط است را می نویسم :

 

اصل 37 

اصل، برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نميشود، مگر اين كه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. (پس چرا این اراذلی که میگیرند توسط نیروی انتظامی مجرم شناخته می شوند و یا چه فرد با صلاحیتی در چه دادگاهی به یک دختر انگ بی حجابی می زند؟؟؟؟)

اصل 36 

حكم به مجازات و اجراء آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.(آیا کتک زدن اراذل را دادگاه صالح حکم فرموده؟؟؟؟ و یا توهین به دختران و تعهد گرفتن از آنها را که خود نوعی مجازات است را دادگاه صادر  کرده؟)

اصل 32 

هيچكس را نميتوان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين ميكند در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود. (چرا افرادی که تحت عنوان اراذل دستگیر میشوند و یا تحت عنوان بد حجابی به مراکز پلیس و امر به معروف برده می شوند فرصت انتخاب وکیل ندارند و ضمنا آیا کسانی که به این مراکز برده می شوند به طور کتبی از موارد اتهام و دلایل آن آگاهی می یابند؟؟؟)

اصل 35 

در همه دادگاه‏ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايندو اگر تواناي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.(این هم موردی برای آنان که قاضی را به همراه خود برای صدور حکم می برند تا کار شان قانونی جلوه کند چرا که اگر حتی قاضی صالح سیار هم باشد متهم حق دارد برای خود وکیل انتخاب کند)(ضمنا داستان اعدام دختر 15 ساله در نکا را هم همه می دانید که پدرش برای در آوردن پول وکیل گدایی میکرد)

 

یادتون باشه اگه از این قوانین اطلاع داشته باشید و بر اساس آن خواهان حق خود شوید به تدریج حکومت را متوجه آگاهی خود خواهید کرد و با این اقدام عملا بخش مهمی از پیش زمینه لازم جهت اجرای این طرح ها از بین خواهد رفت و حداقل رفتار دولت تا حدی بهتر و طرح هایی با شدت کمتر خواهد آمد

 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را اینجا دریافت کنید

یک سایت مناسب جهت خواندن قوانین مختلف در اینجا

مطلب هفته آینده در مورد "زندگینامه و چند شعر از عمر خیام" خواهد بود

 

به امـید آزادی ایران و ایرانی

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 2:0 |