تبليغاتX
عنکبوت سیاه
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 16:53 |
جشن فرخنده تيرگان که آغاز آن از روز تير از ماه تير می باشد و به مدت ۹ روز ادامه دارد جشن تيرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترين جشنهای ايرانيان است که در گذشته برای ايرانيان اهميت وافری داشت و اين جشن را با شکوه و زيبا برگزار می کردند در مورد فلسفه جشن تيرگان دو روايت جالب است روايت اول مربوط به قهرمان ملی ايرانيان آرش است که تقريبا همه ما با آن آشنا هستيم : ((ميان ايران و توران سالها جنگ وستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شکست سختی می خورد اين واقعه در روز اول تير اتفاق می افتد و در گذشته اين روز برای ايرانيان عزای ملی بود و جالب است بدانيد هنوزم ديدار از خانواده های عزادار در اين روز ميان زرتشتيان رايج است سپاه ايران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستيز از ميان بر خيزد پذيرفتند از مازندران تيری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تير فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در اين گفتگو بودند فرشته زمين اسفنديارمذ پديدار شد و فرمان داد تير و کمان آوردند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين کماندار بود و به نيروی بی مانندش تير را دورتر از همه پرتاب می کرد . فرشته زمين به آرش گفت تا کمان بردارد و تيری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را در اين را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهيان نمود و گفت ببينيد من تن درستم و گژی در وجودم نيست ولی می دانم چون تير را از کمان رها کنم همه نيرويم با تير از بدن بيرون خواهد آمد. آن گاه آرش تير و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نيروی خداداد تير را رها کردو خود بی جان بر زمين افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد . تير از بامداد تا نيمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جيهون بر تنه درخت گردويی که بزرگتر از آن در گيتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ايران و توران جای دادند و هر سال به ياد آن جشن گرفتند .جشن تيرگان در ميان ايرانيان از اين زمان پديدآمد.)) اما روايت دوم که مربوط به فرشته باران يا تيشتر می باشد و نبرد هميشگی ميان نيکی و بدی :((تيشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله در می آيد و در ده روز دوم بصورت گاوی نر و در ده روز سوم بصورت اسب.تيشتر به شكل اسب زيباي سفيد زرين گوشي، با ساز و برگ زرين، به درياي کيهاني فرو رفت. در آنجا با ديو خشکسالی (اپوش) كه به شكل اسب سياهي بود و با گوش و دم سياه خود ظاهري ترسناك داشت، رو به رو شد. اين دو به مدت سه شبانه روز بايکديگر به نبرد بر خواستند و تيشتر در اين نبرد شکست می خورد به نزد خدای بزرگ آمده و از او ياری و مدد می جويد و به خواست و قدرت پروردگار اين بار بر اهريمن خشکسالی پيروز می گردد.و آب ها توانستند بي مانع به مزارع و چراگاه ها جاري شوند. باد ابرهاي باران زا را كه از درياي گيهاني برمي خاستند به اين سو و آن سو راند، و باران هاي زندگي بخش بر هفت اقليم زمين فرو ريخت و به مناسبت اين پيروزی ايرانيان اين روز را به جشن می پردازند)) اما در مورد آداب و رسوم اين جشن و دوستانی که می خواهند اين جشن زيبا و نشاط آور را برگزار کنند.تاريخ شروع جشن ۱۳ تير ماه به تقويم زرتشتی و ۱۰ تير به تقويم خورشيدی است يکی از مراسمهايی که در ميان زرتشتيان رايج است رسم فال و کوزه می باشد در شب جشن معمولا خانواده ها ونزديکان دور هم جمع می شوند و هر يک آرزو و نام خود را روی کاغذ می نويسند و همگی آنرا در يک کوزه می ريزند و در آنرا می گذارند و تمام شب را به شب نشينی و خواندن حافظ و شاهنامه می پردازند و روز جشن يکی از دختران جوان خانواده که هنوز ازدواج نکرده بايد در کوزه را بردارد و يکی از کاغذها را بيرون بياورد و به نام هر کسی که بود آرزوهای آن شخص بر آورده خواهد شد و تمام شعرهای خوانده شده به او تعلق می گيرد .در روز جشن هم مانند تمام جشن های ديگر با شادی و سرور همراه است و مراسم آبريزان به ياد فرشته تيشتر(باران) و به خاطر گرمای تابستان و آب پاشيدن روی همديگر و خنک شدن از لذت جالبی بر خوردار است . در گذشته در آغاز جشن بعد از خوردن شيرينی بندی به نام تير و باد که از ۷ ريسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده بود به دست می بستند و ۹ روز بعد در پايان ايام جشن اين بند را باز کرده و به باد می سپردند تا آرزوها و خواسته هايشان را به عنوان پيام رسان به همراه ببرد .جشن تيرگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و اميدوارم به تمامی دوستان خوش بگذرد هميشه شاد و اهورايی باشيد.
+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 3:29 |
+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 2:52 |

 تیتراژ سریال تلویزیونی اولین شب آرامش هست با صدای مهران زاهدی

حجم ۶۷۸ کیلوبایت دانلود

تیتراژ مسابقه ستاره ها هست با صدای مجید اخشابی .

حجم ۱.۰۱ مگابایت دانلود

 تیتراژ مجموعه خوب ؛ بد ؛ زشت هست با صدای مجید اخشابی.

حجم ۶۰۷ کیلو بایت دانلود

 تیتراژ سریال خارجی پرستاران هست که عده ای از دوستان خواسته بودند.

حجم ۲۵۷ کیلو بایت دانلود

+ نوشته شده توسط امید در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 5:59 |
آهنگ قصه ی عشق (به همراه متن)  love story ، andy williams

Lose Yoarself ، EMIN3M - Marshal Mathers

وقتی تو گریه می كنی ، ابی

یار دبستانی ، جمشید جم

جان مریم ، محمد نوری

بردی از یادم ، دلكش

شب یلدا ۲ (پیانو)

متهم گریخت

+ نوشته شده توسط امید در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 4:48 |
دیونه نگات شدم
عاشق خنده هات شدم
شونه برای گریه هات
من خاک زیر پات شدم
تو اون فرشته خدا
که اومدی از قصه ها
اون که از اولین نگاه
عشق رو با من آشنا کردن
نرو نرو نگو نمیشه
بمون واسه همیشه
نگو که شاید
باید جداشیم
نگو نمیشه
 منو تو ما شیم
نگو که شاید
 قسمت همین بود
که باسکوت
شب آشنا شیم
نگو شکستیم
عهدی که بستیم
به اون خدایی
 که می پرستیم
نگو که تنها
گل بهارم
فقط تو بودی
فقط تو هستی
نرو نرو نگو نمیشه
بمون واسه همیشه

خواندن

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 7:47 |
سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره

بزار تا آروم دل بی تابت بگیره

بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره

حتی من از شنیدنش گریم می گیره

بزار رو سینم سرتو

چشمای خیسو تر تو

بزار تا سیر نگات کنم

بو بکشم پیرهن تو

بغل کنو بچسب بهم

بکش دوباره دست بهم

جز تو کسی رو ندارم

نزدیکتر از نفس بهم

وقتی چشات خوابش میاد

آدم غماش یادش میاد

یه حالتی تو چشماته

 

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 7:32 |
 آخرين حرفی که عاطفه پيش از اعدام به عمه اش گفت اين بود :اگر
زنده ام بگذارند ديگر هرگز به چشم مرد نا محرم نگاه نمي كنم.
و خودش هم ندانست چرا اين فرصت هرگز به او داده نشد! "

*فاطمه حقیقت پژوه به خاطر قتل همسر خود، بهمن، در آستانه اعدام است. گفته میشود شوهر فاطمه، که معتاد به مواد مخدر میباشد، قصد تجاوز به نادختری پانزده ساله خود را داشته است. وی که مدتها به صورت آشکار نسبت به دختر پانزده ساله فاطمه تمایل نشان می داده مدعی باختن دختر در قمار شده و فاطمه، با پی بردن به مقاصد پلید بهمن، وی را به قتل رسانده است.
حکم اعدام فاطمه با تصویب دادگاه عالی قضائی اجرا میشود. این در حالی است که قاضی و افسران نظامی متهم به تجاوز به

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 7:27 |
کدام باران در کجای جهان
بغض بی قرار مرا خواهد بارید ؟
با پاهای بی رمق از کشاکش کارزار
که بسان ستون های شکسته
یادگار تلخ نگاه تو هستند
بی تو هر طلوع زنگ کهنه ی ساعتیست
که بیهودگی مرا تکرار میکند
و غروب تنهایی ، پناهیست برای گریستن من و آفتاب .
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 7:15 |
امید . ن

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 6:26 |
 بانک 118 استان تهران

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385 و ساعت 3:45 |
اینم اهنگی که خاطرات زیادی از اون دارم و بیشتر از هر اهنگ دیگری دوستش دارم

به یاد کسی که تمام هستی منه

play

                            

 

 

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 4:44 |
اهنگ لاو استوری (فقط پیانو )

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 3:57 |
 

چند آهنگ قدیمی ولی زیبا از سیاوش قمیشی

play

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 3:28 |
شاعر:حيدر رقابی
خواننده:حسن گلنراقی


مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدا نگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در ميان توفان هم پيمان با قايقران ها

گذشته از جان بايد بگذشت از توفان ها

به نيمه شب ها دارم با يارم پيمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سيه سفر کنم، ز تيره ره گذر کنم

نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من ميفکن

دختر زيبا امشب بر تو مهمانم، در پيش تو مي مانم، تا سر بگذاری بر سر من

دختر زيبا از برق نگاه تو، اشگ بي گناه تو، روشن گردد يک

امشب من

ستاره مرد سپيده دم، به رسم يک اشاره، نهاده ديده برهم،

ميان پرنيان غنوده بود.

در آخرين نگاهش نگاه بي گناهش، سرود واپسين سروده بود.

بين که من از اين پس دل در راه ديگر دارم.

به راه ديگر شوری ديگر در سر دارم

به صبح روشن بايد از آن دل بردارم، که عهد خونين با صبحی

روشن تر دارم... ها

مراببوس

اين بوسه وداع

بوی خون می دهد
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 1:49 |
 

بوش: من درباره احمدی‌نژاد نگرانم!

 

جورج بوش رییس جمهوری آمریكا گفت، در صورت لزوم آمریكا از اسراییل در برابر ایران دفاع خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از رویترز از شهر ناشویل (ایالت تنسی آمریكا)، بوش امروز همچنین اظهارات

دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری ایران علیه اسراییل را محكوم كرد.
رییس جمهوری آمریكا در مصاحبه با رویترز در هواپیمای متعلق به ریاست جمهوری آمریكا گفت كه او فرصت 

بسیار خوبی در شورای حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ارجاع ایران به شورای امنیت به منظور

 اعمال تحریم‌های احتمالی علیه تهران می‌بیند.
بوش گفت: «من درباره فردی كه اولا می‌كوشد تاریخ هولوكاست را بازنویسی كند و ثانیا تصریح می‌كند كه 

نابودی اسراییل از اهداف وی است، نگرانم.»
وی افزود: «اسراییل یك هم پیمان قوی برای آمریكاست، ما در صورت لزوم به دفاع از اسراییل خواهیم 

پرداخت. تهدید اسراییل از سوی ایران نه تنها برای آمریكا بلكه برای دیگر كشورهای جهان 

نیز نگران كننده است.»
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینكه آیا منظور وی دفاع نظامی از اسراییل است، گفت: «ما قطعا از اسراییل

 دفاع خواهیم كرد.»
بوش در پاسخ به این پرسش كه آیا او فكر می‌كند، آژانس ایران را به شورای امنیت ارجاع خواهد داد

 یا خیر گفت: «آژانس بین المللی انرژی اتمی باید نگاهی به حقایق بیاندازد و به دقت به استدلال‌ها گوش

 دهد و شانس زیادی برای این كار وجود دارد.»
بوش همچنین گفت كه او با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه درباره ایران صحبت كرده است ولی 

او درباره اینكه پوتین چه احساسی درباره ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت داشت، سخنی نگفت.
بوش درباره پوتین گفت: «او تهدید را درك می‌كند و ما در این هدف سهیم هستیم.»
شورای حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی روز پنجشنبه در نشستی اضطراری در وین در مورد ارجاع 

یا عدم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تصمیم خواهد گرفت

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 6:19 |