تبليغاتX
عنکبوت سیاه
خانم‌ها در سن ...


... هيجده تا بيست و يك سالگى، مانند آفريقا يا استراليا هستند: نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايىهاى افسون كننده‌ى طبيعى.

... 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل!

... 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايىهاى خود.

... 35 تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند!

... 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته‌اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين‌اند و به بازسازى كامل نياز دارند.

... 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرزهاي بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مىرماند.

... 60 تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان‌اند: با يك گذشته‌ى درخشان و بدون آينده!

بعد از هفتاد سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان‌اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ‌شان نمىرود!
بله گفتن زنها سر سفره عقد


تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم XXX لقت)

مردها شبیه ... هستند !


اينـــــــــــــــــــــــم يه شوخی با آقايون تا خانومها در بخش قبل از ما ناراحت نشن

: مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « ذرت بو داده »هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
عشق از دیدگاه افراد مختلف


ـ عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)


ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )


ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )


ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )


ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
5 سوال مهم در زندگی زناشویی


بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...


اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟...
۲- آيا دوستم داري؟...
۳- آيا من چاقم؟...
۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
۱- به چي فکر مي‌کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...
۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!
۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!
ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!
فرهنگ لغات



احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:20 |
آئينه.................................. من درش پيدا
اسباب كشي......................... جاكشي
آفتابه...................................منشور
آلمان................................ نازي آباد
پاك كن............................... مالش بر دانش
تخت خواب‌‌‌‌..........................(1)رينگ شب(2)شوروي (3)مازندران
تركي كه مست كرده............... مسـخره
توالت عمومي....................... انگور
توالت فرنگي........................ انجــام
سيفونِ توالت فرنگي............... سرانجام
ته ديگ............................. سوخته خا
چاقو................................. تو دل برو
چراغ خواب....................... شاهد ماجرا
چنگال...............................(1)يكي بود، يكي نبود (2)قاشق تابستاني
حمام.................................(1)پاكستان (2)زنده شورخونه
خرما................................ نره خرِ كشمش
دمپائي.............................. نفر بر
دوش................................ آب چرخ كن
رخت خواب.......................(1)مازندران (2)رينگ شب (3)شوروي
ريش............................... در هر صورت
صورت كوسه‌.....................در غير اين صورت (با اشاره به صورت خود)
زن.................................. بيمــــار("بي"به معناي بدون)
سگ............................... پارس خودرو
سوسيس.......................... عين الدوله
شيشه.............................. اونورش پيدا
قم.................................. سانتي گو
كاندوم............................. شقايق
كشتي............................. تشخيص
كفش............................... نفر بر زرهي
گوجه فرنگي..................... چراغ خطرِ ديزي
لامپ.............................. چیز اديسون
لحاف............................. چس خفه كن
مرد................................ تكميل( تك به معناي تنها)
مگس.............................. پرويز
خرمگس..........................‌ پرويز تركه
زنبور عسل..................... پرويز قناد
مگس روي وان حمام.......... سروان پرويز
هاونگ........................... لهستان
يكعدد شلوار لي................. ليوان
دو عدد شلوار لي............... لي لي
سه عدد شلوار لي.............. تريلي
چهار عدد شلوار لي............ چارلي
پنج عدد شلوار لي.............. خيلي
شش عدد شلوار لي............. چارلي روي ليلي
هفت عدد شلوار لي............. چارلي توي تريلي
+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:17 |

یادته گفتم اگه واسه یه دنیا یه نفری عوضش واسه یه نفر یه دنیایی ؟ هنوزم دنیای منی

دلبركم چيزی بگو
به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم

دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره هاي عاشقم


چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی

نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد


دقيقه ها غزل ميگن
وقتی سكوتو ميشكنی
قناريا عاشق ميشن
وقتی تو حرف ميزنی
دلبركم چيزي بگو
به من كه خاموش توام
به من كه همبستر تو اما فراموش توام

چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی

نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه هاي من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد

چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره


چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد


***

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم


ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه چشات غبار آهم بمونه

تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی

حتی با اینکه هیچکس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست
حقیره لایق تو نیست

***

منو نو کن به یه بوسه
برسونم به ستاره
آسممو بپاش رو آینه
بذار بشکفم دوباره
شبو برگردون به اول
زیر موسیقی بارون
واسه دوره کردن عشق
لحظه رو غزل بپوشون
ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س
ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س

بده شعری به نسیمو
گل سرخی به کبوتر
معجزه کن ای معجزه گر
دست بکش رو خواب ابرا
ماه و مهمون کن به بستر
معجزه کن ای معجزه گر
از جشن رنگین ماهیا
یه قطره دریا به من بده
از خواب طرد قناریا
یه شاخه رویا به من بده
از کهکشون افسانه
یک رنگین کمون جا به من بده
از آب و مهتاب خاطره
یه لحظه فردا به من بده
ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س
ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س
ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س

ساعت ساعت سبز عاشقانه س
ساعت سرخ یه ترانه س
با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه س



+ نوشته شده توسط امید در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:35 |

+ نوشته شده توسط امید در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:6 |

برای دیدن تو ثانیه ها رو میشمرم ....
می پرسی تو را دوست دارم؟

حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم

مگر می شود با کلمات ، احساس دستها را بیان کرد؟

مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگان

 پر اندیشه و روشن بین به من می نگری چه نشاط و لطفی دلم را فرا می گیرد ؟

می پرسی تو را دوست دارم ؟ مگر واقعا" پاسخ این سوال را نمی دانی ؟

مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟

مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟

راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم به زبان آورم

و هم سعی می کنم که از دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به تو نمی گوید ؟

عزیز من ! چطور نمی بینی که سراپای من از عشق به تو حکایت می کند ؟

همه ذرات وجود من با تو حدیث عشق می گویند ، بجز زبانم که خاموش است

***

روزی از راه خواهم رسید با کوله باری از خاطره با کوله باری از تجربه

روزی از راه خواهم رسید روزی که آینه ی پاک و سپید قلبم ز بی رحمی

گرد و غبار خستگی کدر گشته

روزی از راه خواهم رسید روزی که دست مهربانت با جادوی عشق من را

به خودم بازگرداند روزی که قلب کوچک و چون آیینه پاکم لایق خوبی و صداقت

چشمان تو باشد

مرا از یاد مبر چرا که من خاطره ای بیش نیستم

خاطره  روز مرگش روز فراموشی ست

+ نوشته شده توسط امید در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:5 |

Image hosting by TinyPic

 

 

+ نوشته شده توسط امید در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:53 |